تغییر نگرش نسبت به نقش و هویت زنان در جامعه

 مقاله حاضر قصد دارد با نگاهی جدی به مسأله اشتغال زنان این مهم را در پرتو تغییراتی که لازم است در نگرش به مفاهیم متداول جامعه واقع شود، مورد مطالعه قرار دهد. از جمله چنین تغییراتی باید در نگرش نسبت به ارزشهای حاکم بر جامعه ،مفهوم کار والگوهای اقتصادی ،روابط انسانی بالاخص نقشهای خانوادگی ودر نهایت ،هویت زنانه صورت پذیرد.

  سر انجام به شکل مختصر برخی از راهکارهایی را که محتمل است جامعه ما را در مسیر توسعه مطلوب انسانی قرار دهد، ارائه می نماید.

وضعیت اشتغال زنان در جامعه

     درجامعه کنونی هر چند ادعای برابری دو جنس در حقوق اجتماعی وانسانی به نحو فراگیری در حال پذیرش است،بین پذیرش عقلانی آن واجرای آن در عمل فاصله‌بسیاری موجود است.هنوز نگرشها وارزشهای جامعهه ما کاملا پدر سالارانه است ومتأسفانه این ارزشها تقریبا تمامی حوزه های حیات اجتماعی وفردی اعضاء جامعه را تحت تأثیر خود قرار داده است .

   در این جامعه بی هیچ تردیدی زنان در مرتبه فروتری نسبت به مردان قرار دارند وتمام ادعاهای تساوی دو جنس را در عمل با سرشکستگی باطل می سازد؛در کتابهای درسی که اساس تعلیم وتربیت واجتماعی شدن فرزندان جامعه را تعیین می نمایند، نقش زنان عمدتاً مادر وندرتاً معلّم تعریف شده است دختران وزنان در محدودهه خانه وحیاط منزل ومدرسه حرکت می کنند در حالیکه پسران فعالانه در خارج از خانه مشغول فعالیت،کار ،بازی وورزشند در سالهای بالا تر همین نقشهای کوتاه زنان نیز محو می گردد. این امر از همان ابتدا در اذهان اعضاء آینده جامعه تفاوت چشمگیر موقعیت وپایگاه اجتماعی ومحدودیت حرکت وامکانات زنان را ایجاد می نماید ومورد تأکید قرار می دهد.

   این در حالی است که از سوی دیگر زنان بنا بر مقتضیات ظاهری توسعه به تحصیلات ومتعاقب آن اشتغال می اندیشند والبتّه مبادرت می ورزند واین امر موجبات بروز تناقضاتی در جامعه ای می شود که از سویی زنانش درپایگاهی فرو تر از مردان قرار دارند واز سوی دیگر تحصیلکرده وفرهیخته وکارآمدند ومایلند والبته محقّند که در فعالیتها وبه ویژه تصمیم گیریهای اجتماع مشارکت نمایند.

   تناقض یاد شده در چندین جنبه از حیات اجتماعی زنان مؤثر واقع می شود  یکی از ابعاد چنین تناقضی در نوع مشاغلی نمایان می گردد که عموم زنان قادرند احراز نماینداین مشاغل طیف ناچیزی از اقسام مشاغل اجتماعی و اقتصادی را شامل می گردد از جمله منشی گری، تدریس،خدمات بهداشتی، نظافتچی، دوزندگی وآرایشگری وخدمات ویژه زنان،فروشندگی صندوقداری وبرخی مشاغل جزء دیگر؛در سال ۱۹۸۶نزدیک به ۹۰%کارمندان دفتری و۹۸%همه منشیان در انگلستان زن بودند.(گیدنز، ص۱۸۹) اینگونه مشاغل با پایگاه اجتماعی نه چندان مطلوب ودرآمد ناچیز عمده اشتغال زنان را در بر می گیرند

اشتغالات دیگر که نیازمند تخصص وتحصیلات است البته در صورتی به زنان تفویض می گردد که در شرایط برابر مردانی طالب وخواهان آن پستها نباشند؛در سال ۱۳۷۵میزان فعالیت عمومی برای مردان۵/۷۴ درصد وبرای زنان ۶/۹ درصد بوده است این ارقام مبین چند واقعیت است از جمله آنکه کارفرمایان تمایل کمتری به استخدام زنان بالنّسبه به مردان دارند. بنا بر این نه تنها میزان اشتغال بلکه نوع اشتغال نیز از شاخصه های نابرابری اشتغال زنان ومردان محسوب می گردد.

   از دیگر شاخصه های نابرابری اشتغال خانمها درآمد کمتر آنها نسبت به آقایان برای میزان کار برابر است؛اصولاّ زنان در بخشهایی از اشتغال قرار می گیرند که دستمزد کمتری پرداخت می گردد ،اما حتی آن زمان که در موقعیت شغلی یکسان با میزان کارایی برابر با مردان قرار دارند نیز دستمزد کمتری دریافت می نمایند؛کارمندان دفتری زن در انگلستان ۶۰%درآمد همتایان مردشان را دریافت می نمایندوفروشندگان زن ۵۷%درآمد مردان در همان شغل را  بدست می آورند(گیدنز،ص۱۹۲).

   از طرف دیگر در جامعه ما هجوم زنان به مشاغل مردانه لا اقل تا کنون قادر نبوده است که معضل زنان در فعالیت اجتماعی را کاهش دهد بلکه حتی به نوعی هویت آنان وخصایص ممتازه زنان را در معرض تقلیب قرار داده است؛به این معنا که ساختارهای حاکم بر جامعه ما ساختارهای پدر سالاری ومبتنی بر ارزش محوری قدرت است در چنین جامعه ای رقابت وتنازع برای کسب قدرت واعمال آن ونیز تمایل به نابرابری وترتب مقامات وحاکمیت از بالا به پایین بخش مهمی از قواعد فعالیت اجتماعی را شامل می گردد وزنان نیز لاجرم برای حضور در عرصه های مشارکت اجتماعی باید خود را با این اصول وارزشها انطباق داده خصایص وویژگیهای شفقت آمیز وترحم ذاتی وتمایل به مشارکت وهمکاری را در منزل وانهند وبا لباس مبدل در زی مردان به اجتماع وارد گردند ،در غیر این صورت برای ایشان جایی وسهمی در فعالیتهای اجتماعی وجود نخواهد داشت.چنانچه در دهه ۱۹۸۰ که یک پادشاه ویک نخست وزیر زن همزمان در انگلستان حکومت می کردند عملا هیچ تفاوتی در ساختارهای ارزشی و کار کردی جامعه‌بریتانیایی مشاهده نشد.

از این روی تنها کمیت حضور زنان وحتی پایگاههای اشغال شده توسط زنان نیست که دارای اهمیت است بلکه لازم است تا جامعه تغییراتی در اصول وارزشهای خویش ایجاد نماید به نحوی که هردو جنس بتوانند با حفظ هویت وارزشهای انسانی در جامعه فعالانه مشارکت نمایند. وضعیت کنونی بیشتر یادآور میهمانی روباه ولک لک است!

   مسأله دیگری که زنان با آن در گیرند در بهایی است که باید برای اشتغال بپردازند که از جمله میزان بالای ساعت کاری در هفته است بالنسبه به همتایان مردشان ؛جامعه ما البته در پاره ای مسائل به درک موقعیت وایجاد فرصتهای شغلی برای خانمها مبالات نموده است-محتمل است به خاطرضرورتهای توسعه به آن ناگزیر شده باشد –اما البته هنوز نمی تواند از انجام امور منزل توسط زنان صرفنظر نماید،به این ترتیب خانمهای شاغل با پدیده« فشار مضاعف» مواجهند؛به این معنا که از یکسو بیش از زنان خانه دار ناگزیر از کار کردن می باشند(۵/۸۴ساعت در ازای۷۸ساعت کار خانمهای خانه دار(اعزازی،ص۱۵۹) )واز سوی دیگر دلواپسی دائمی برای انجام امور منزل ورسیدگی به فرزندان نیز ایشان را آزار می دهد وگاه حتی از انجام میزان بشتری از فعّالیت که لازمه ارتقاء شغلی است باز می- دارد.

وضعیت زنان خانه دار

  آنچه ذکر شد معضلات زنان شاغل را به خاطرمی آورد که در جای خود بسیار نگران کننده است اما از جانبی دیگر با وضعیت اسفناک زنان خانه دار مواجهیم والبته همه اینها صرفنظر از معضلات عمومی زنان است که موضوع بحث این مقاله نیست از جمله خشونت علیه زنان در داخل حریم به اصطلاح امن خانواده! علی ای حال در مورد زنان خانه دار وضع از زنان شاغل نیز وخیم تر است. بسیاری از زنان جامعه‌ما به اختیار یا اجبار از انجام فعالیتهای اجتماعی اجتناب می نمایند وبه انجام امور منزل ونگهداری ومراقبت از فرزندانشان مبادرت می نمایند.

   زنان در مرحله« مادری فعّال»تقریبا ۷۸ ساعت در هفته کار می کنند (اعزازی،ص۱۱۰)که از فعالیتهای هر کارگری بیشتر است،لذا شدت فشار کار بر ایشان در این مرحله بسیار زیاد است واین در حالی است که هیچ مزد وپاداشی برای آن دریافت نمی نمایند وبیشتر درآمد شوهر نیز صرف رفاه خود او وبیشتر فرزندان می گردد وسهم زن از درآمد شوهر ناچیز است که اکثراً از همان هم می گذرند.باری به تدریج که فرزندان بزرگتر می شوند،از میزان کار مادران نیز کاسته می شود تا اینکه به طور متوسط در سنین ۴۶-۴۵ سالگی با خروج فرزندان از خانه وظایف او به طور چشمگیری کاهش میابد.مادری که تمام ارزشهای خودرا در انجام وظایف مادری ورسیدگش به امور منزل وفرزندان میدید اینک در حالی که هنوز جوان ودارای توان است خود را تنها وبی فایده میابد.او خود را  در سیر نزولی از حیث مقام می یابدبه نحوی که دیگر کار مهمی برای انجام دادن ندارد.هیچ تخصّصی ندارد و برای فراگیری نیز بسیار دیر شده است لذا نمی تواند امید به دست آوردن شغل مناسبی رادر سر بپروراند عادت به مطالعه وانجام خدمات اداری به دلیل اشتغال تمام وقت به امور فرزندان در او شکل نگرفته وبنا بر این افسرده می شود ومدام از کمر درد وپادرد ودردهای دیگری شکایت می کند که معاینات پزشکی بی اساس بودن آنها را اثبات می نمایند.بیماری آنها نه جسمانی که روان تنی است آنان نمی دانند از اوقات خود چگونه باید استفاده نمایند ونیز هویت وموقعیت خودرا که عبارت از فعالیتهای مادری بود ،از دست رفته می بینند.(اعزازی،ص۱۱۲)

   فقر نیز معضل دیگر زنان خانه دار است ایشان درآمدی برای خود ندارند ازهمینروی نمی توانند از درآمد خانواده که همان درآمد شوهر است به میل خود وبر حسب نیاز خود استفاده نمایند؛ در بهترین حالت زنان توزیع کننده درآمد همسران خود هستند.قاعده عمومی بر این است که داراییهای خانواده به نام شوهر ثبت می گردد واختیار خرید وفروش آنها نیز با اوست.این در حالی است که کار بی اجر ومزد خانه داری بین ۲۰ تا۴۰ در صد ثروت ایجاد شده در کشورهای صنعتی را در بر می گیرد.کار زنان خانه دار که شوهرانشان برای انجام فعالیتهای اقتصادی به آن وابسته اند،به تقویت اقتصاد کل جامعه کمک شایانی می نماید در حالی که زنان که ارائه کننده این خدمتند از جمله فقیرترین اقشار جامعه اند.

   بنا بر این با یک سر در گمی جدی مواجهیم ؛برای خانمها بهتر است به اشتغال مبادرت ورزند یا در منزل به امور خانه داری بپردازند؟مشاکل کدام قشر کمتر وموقعیت کدامیک مطلوب تر است؟

   در حالی که پاسخ تلخ ما این است که در حقیقت موقعیت هیچیک مطلوب نیست،سؤال همچنان بر جای می ماند ؛سؤا لی که به پاسخی فوری وواضح نیاز دارد.

ضرورت تغییر برخی نگرشها

   در این مقایسه شرایط به نکات ومسائلی برخورد نمودیم که در شرایط فعلی مارا دچار مخمصه ای برای ارائه راهکار به زنان در مسیر زندگی سعادتمندانه تر می سازد.راه خروج از این مخمصه وتنگنا تغییر دیدگاههای تمامی اعضای جامعه است نسبت به پاره ای مسائل زیرا مادام که ما نتوانیم نگاه خود را به مسائل دیگرگون سازیم از درک موقعیت ویافتن راه حل های کارآمد ونوآوزانه عاجز خواهیم ماند ودر دور باطل سر گردانی دربازار کار وخانه نشینی زنان باقی خواهیم ماند ونه تنها زنان از رشد وتکاملی که استحقاق آن را دارند محروم می مانند، کل کشور از مزایای حضورکامل وتمام عیار زنان بی بهره خواهد ماند ولذا مسائل همچنان حل نخواهند شد ودر سعادت و رفاه و آرامش جامعه توفیقی بیش از پیش نخواهیم یافت. به نظر نمی رسد که راه حل در هیچ طرح روبنایی ومخاصمه جویانه بین دو جنس یافت شود، بلکه راه حل بنیادی وزیر بنایی تغییر منظر وزاویه دید است؛ همانگونه که در انقلاب کپرنیکی در دنیای نجوم اتفاق افتاد ویا کانت در عالم فلسفه ایجادنمود.برای زنان در رقابت با مردان سعادتی وجود ندارد.راه حل در نگاهی نو به اساس واصول است؛ نگاهی که زنان ومردان در آن با یکدیگر سهیم ومماثل باشند.

الف)قدرت:

   از جمله تغییرات،تغییر در نگرش نسبت به قدرت به عنوان ارزش محوری جامعه است؛در جامعه ما قدرت به ابزاری برای وادار کردن دیگران در تنفیذ اراده صاحبان قدرت تقلیل یافته است واز ابعاد دیگر آن غفلت شده است.در تاریخی که برای ما نوشته اند قدرت همواره بخش مهم وعمده امتیازات افراد، گروهها ،اقوام،طبقات، و دولتها بوده است و البته بیشتر در اختیار مردان قرار داشته است.بدین ترتیب نقش قدرت در جامعه تأمین توانایی تملک،تفوق،نفوذ،مقاومت وکسب پیروزی برای صاحبان خود بوده است.البته باید پذیرفت که چنین تعبیری از قدرت در ادوار پیشین حیات بشر کارایی هایی هم داشته است اما در عصر بلوغ وارتقاء درک وفهم بشر دیگر مفید وموجد شرایط لازم برای پیشرفت بشر امروز نیست. به همین قیاس که دیگر تکنولوژی موتور بخار کارآمد برای راه اندازی راه آهن، برای فرستادن فضاپیماها به خارج از منظومه شمسی عقب مانده ونا کارآمد است.

   بنا بر آنچه گفته شد لازم است در جستجوی مفاهیم نوین تری از قدرت باشیم که گرچه در پذیرش آنها با یکدیگر متّفقیم ،در عمل راه زیادی برای اجراءوبه کار بستن آنها داریم.

   از جمله معانی قدرت،قدرت حقیقت است که در ارتباط با عظیم ترین توفیقات دینی،فلسفی،هنری وتجارب علمی از عوامل مؤثر ونافذ محسوب می گردد. از دیگر معانی قدرت قدرت اخلاقی وپیروی از سرمشقهایی است که از تفوق اخلاقی قابل توجهی نسبت به سایرین بر خوردارند؛وسیله ای قطعی در تجهیز وبسیج نیروهای بیکران تلاش انسانها در عرصه های اجتماعی وفردی. قدرت ونیروی اتحاد واتفاق از دیگر جوانب مفهوم قدرت است که می تواند تحولات کمی وکیفی عظیمی در سعادت ومدنیت کشورمان ایجاد نماید واستعدادهای نهفته در هویت مردمان را چنان متحد ومتوافق سازد که بتواند در مسیر توسعۀ پایدار به کار گمارده شود. به این ترتیب قدرت اولیای امورنه برای حکومت ،تفوق وترتب وتنفیذ اراده ایشان که در جهت جلب حمایت واعتماد مردمان واز طریق مشاورات آزاد وصریح وتا حد امکان گسترده وهمه جانبه اعمال می گردد. چنین جامعه ای بی تردید از اعمال زور وبی عدالتی علیه هریک از اعضایش (از جمله زنان) اجتناب خواهد نمود. ومهمتر آنکه چنین تعابیری از قدرت نمی تواند بدون حضور نگرشهای زنان که مبتنی بر محبت ومشارکت ورشد دادن است ،در جامعه جایگیر گردد ولذا هم منتج به توفیقات بیشتر زنان خواهد شد وهم خود مبتنی برآن ومرهون آن است.

ب)کار و الگوهای اقتصادی:

   نظام اشتغال امروز هدفی بسیار نازل را دنبال می کند که همانا عبارت است از«بدست آوردن امکانات هرچه بیشتر برای مصرف کالاهایی که عرضه می گردد.»مشاغل کاذب،اختلاس،بی انصافی وبی میلی نسبت به ایفاء صمیمانه وظایف شغلی از جمله عواقب چنین نگرشی به کار است.لذا مآلاً در می یابیم که در اشتغال وکار نیازمند ارزشهای اخلاقی نوینی هستیم که کار را از سطح تنازع بقاءبه خدمت به همنوع وآبادانی سرزمینی که زیستگاه ملت ما است مبدل می سازد؛چنین معنایی از اشتغال نیاز به قدرتمداری که همواره زنان را فرودست نگاه داشته نخواهد داشت بلکه بر استعدادهای ذاتی نوع انسان به خدمت ومحبت وتعهد صمیمانه در اجرای وظایف اقتصادی متکی است که در زنان به وفور یافت می شود والبته مردان نیز از آن بهره مندند.

ج)روابط انسانی ونقشهای خانوادگی:

   اگر جامعه امروز ما مایل است جامعه ای مترقی وبالغ بشود اگر داعیه جستجوی عدالت اجتماعی وحقوق بشر برای تأمین حداکثر بهره مندی اعضاء جامعه از امکانات رفاهی وسعادت حقیقی را دارد که البته دارد، لازم است گستره عدالت اجتماعی وادراک از مصادیق بشر وحقوق بشر را از دایره مردان خارج سازد وتا حوزه زنان گسترش دهد؛بی شک بشریتی که قادر است حقوق حیوانات وگیاهان وکوهها ودریاها وآسمان را از طریق قوانین حفظ محیط زیست رعایت نماید ناتوان نیست از اینکه بر اعادهه حقوق مسلوبه نیمی از جمعیت خویش همت گمارد وروابط انسانی را بر مبانی جدیدی طراحی وتعریف نماید که اورا قادر سازد غفلت هزاران ساله اش از «جنس مکمل» و«انسانی دیگر» جبران نمایدو اورا نه جنس دوم وفرودست که «جنسی دیگر ومکمل »ارزیابی نماید.تنها چنین عدالت واقعا گسترده ای قادر خواهد بود نقش زنان در جمیع عرصه های اجتماع را به نحو مؤثری بهبود بخشدو هم در روابط خانوادگی ،هم در روابط کاری آنان را در عرض مردان و همکار وبرابر با آنها قرار دهد.

د)هویت زنانه:

  جنسیت از یک جنبه امری زیست شناختی وجسمانی است واز جنبه ای دیگر یک بر ساخته اجتماعی است که بر اساس انتظارات فرهنگی نقشهای زنانه ومردانه را تفکیک وتعریف می نماید.از این رو هویت روانی و اجتماعی ما مستقل از جنسیت می تواند رشد وارتقاء یابد. هردوی این هویتها مادام که به هویت واقعی انسانی  تقرب جویند می توانند مکمل وممد یکدیگر برا ی سعادت ورفاه حقیقی باشند .بی گمان پرنده با یک بال ،هرچقدر قوی باشد ، قادر به پرواز نخواهد بود همای سعادت آدمی را نیز دو بال است که لاجرم باید هماهنگ وهم توان به کار  گرفته شوند تا پرواز میسر گردد. امروز زنان برای ورود به جامعه و ایفای نقشهای مهم اجتماعی هرچند فرصتهایی به مراتب بیش از قبل دارند، اما بر اساس محوریت ارزش قدرت در تمام سیستم و نظام پدرسالار جهانی اول باید در قالب مردان افتخاری وارد شوند و آنگاه در ساختارهای مردسالارانۀ اجتماعی که در طول تاریخ توسط مردان و برای مردان و بر اساس ارزش قدرت محوری برساخته شده، وارد شوند. زنانی که در رأس قدرت سیاسی و اقتصادی می ایستند، ناچار از مسخ هویتی هستند و همچون سیندرلا که در میهمانی شاهزاده مدام نگران بود تا مبادا در زمان مقرر تمام جادو باطل شود و همگان پی به هویت حقیقی او ببرند، زنان نیز در جامعۀ امروز از چیزی به نام «عقدۀ سیندرلا» رنج می برند چون باید ثابت کنند که از مردان هم خشن تر و قدرتمدار تر و سختگیر تر هستند و لازم است عواطف، عشق و محبت و روحیۀ همدلانۀ خویش را فدای ارتقای شغلی نمایند. به همین دلیل است که حتی با وجود تعداد زیادتر خانمهای تحصیلکرده و حضورشان در عرصه های سیاسی و اقتصادی و حتی فرهنگی تغییری بنیادین نه در دنیا و نه در کشور ما رخ نمی دهد، بلکه این زنان آموزش می بینند تا با چندین برابر تلاش و کوشش نقش مردان را در ساختار مردسالار که تنها منحصر به کشور ما نیست، بلکه معضلی تاریخی و جهانی است، ایفا نمایند و از آنان در خشونت و کشتار و سبعیت عقب نمانند. این زنان چون ناچارند خود را ثابت نمایند، بعضاً حتی خشن تر و سبعانه تر از مردان تصمیم می گیرند و اقدام می نمایند. 

نتیجه گیری

    براساس آنچه مذکور گشت ،توجه به چند نکته وبه کار بستن آنها در هر نوع رابطه میان زنان ومردان می تواند مفید تلقی گردد.

    در جامعه چیزی را  کم  داریم که اساساً می توان از آن به نوعی وجدان واستشعار به هویت انسانی وشرافت بشری زنان یاد کرد؛ چنین خودآگاهی هر نوع تحقیر واسخفاف شأن زنان را محکوم خواهد ساخت.این وجدان لازم است در بادی امر در خانواده به شکل آرمانی نهادینه ورسماً پذیرفته شده به اطفال آموزش داده شود ودر روابط بین والدین مراعات گردد.چنین همتی ضمناً در ارتباطی دیالکتیک با تعلیم وتربیت دختران  وزنان نه تنها به نحو مساوی با پسران که در پاره ای مسائل بیش از ایشان قرار گیرد.چرا که مادران مربیان اول فرزندان هستند ودر شکل گیری شخصیت وآمال وانتظارات ایشان بسیار سهیم ودخیلند.

   بنا برآنچه ذکر شد،دادن فرصتهای شغلی برابر با مردان به زنان اگرچه لازم است ،کافی به نظر نمی رسد.جامعه باید از انتزاعی نمودن وتقدّس بخشیدن به نقش مادران به معنای کنار زدن آنان از صحنه فعالیتهای اجتماعی و نیز از طفره رفتن برای به حساب آوردن پایگاه اجتماعی رسماً تعریف شده برای آنها جداً اجتناب نماید. اگر نقش مادری  برای تربیت واجتماعی کردن اعضاء آینده جامعه دارای اهمیت فوق العاده است، تعیین یک روز به عنوان روز مادر وهدیه دادن به مادران کمترین کاری است که لازم است برای مادران انجام دهیم ونه تنهاکاری که انجام می دهیم.

   لازم است جامعه مزایا وحقوق مناسب همراه با تأمین اجتماعی مستقل از مردان برای زنان ومادرانی که حیات خود را وقف تربیت وپرورش اطفال جامعه می نمایند،در نظر بگیرد؛ مزایایی که امروز تنها به نقش پدری به عنوان یک نقش اجتماعی تعلق می گیرد ونقش مادری را در ظاهر به نقشی آسمانی ارتقاء می بخشد ودر عمل از اولین حقوق مدنی محرومش می سازد.در چنین صورتی هم مزایاهم پایگاه وهم تأمین اجتماعی لازم برای یک زندگی سالم وسازنده اجتماعی به نقشی تعلق خواهد گرفت که زنان به خوبی از عهده آن بر می آید وآنگاه در حضورشان در خانواده توهین وتحقیر ومحرومیتی نخواهند چشید وبا افتخار به ایفاءسهم خویش از امور جامعه در منزل موفق خواهند شد و اقداماتشان در حوزه های دیگر اجتماعی نه برای رقابت با همسرانشان که برای یاری ویاوری و عرضه مکملیتی خواهد بود که در خصلتهای ویژه شان مودوع است .

مهم ترین نکته این نوشته این است که زنان را باید با خصایص زنانه همچون مهر و همدلی و شجاعت اخلاقی وارد عرصه های مختلف اجتماعی کرد و از این خصایص آنها در بازسازی نهادهای اجتماعی آینده بهره برد. در نهایت باید گفت ما به جامعه ای زنانه تر نیاز داریم. دقت کنید، ما به جامعه ای صرفاً زنانه در برابر جامعه صرفاً مردانه امروز نیاز نداریم. ما به جامعه ای نیاز داریم که از آنچه امروز هست، زنانه تر بشود تا در کنار ارزش قدرت، ارزشهای دیگری چون حقیقت و محبت و بخصوص همدلی بر نهادها و ساختارهای آن حاکم شوند. زنان بایدنه با هویت مسخ شده وبه عنوان مردان افتخاری که با هویت زنانه خویش به جامعه خدمت نمایند. در این صورت و تنها در این صورت می توان امیدوار بود که راه نجاتی برای نوع بشر هست. 

   بی گمان آرمان برابری بین دو جنس روزی همانگونه که امروز نظراً پذیرفته شده است، در عمل اجراء خواهد شد و بشر از این مرحله رشد وبلوغ خود نیز سر بلند خواهد گذشت، اما مهم است که سهم ما در تحقق این آرمان متعالی در اندازه های مطلوب ومطابق شؤون قابل قبول برای جایگاه فرهنگی ایرانمان باشد.

                                       شیراز مهر ماه ۱۳۸۴

 

                                        کتابنامه

۱-اعزازی-شهلا،جامعه شناسی خانواده،انتشارات روشنگران ومطالعات زنان،چاپ نخست،۱۳۷۶،تهران.

۲-سگالن-مارتین،ترجمه حمید الیاسی،نشر مرکز،چاپ اول،۱۳۷۰،تهران.

۳-شیخی-محمد تقی،شرکت سهامی انتشار،چاپ اول،۱۳۸۰،تهران.

۴-گیدنز-آنتونی،ترجمه منوچهر صبوری،جامعه شناسی،نشر نی،چاپ پنجم،۱۳۷۸،تهران.

۵-؟،رفاه عالم انسانی،؟،؟،؟.

۶-؟،نقطه عطفی برای کلیه ملل عالم،؟،؟،؟.

 

  *** به دلیل اینکه مقاله سالها قبل نوشته شده است، متأسفانه منابع و نیز اطلاعات آن قدیمی شده اند، اما امیدواریم که محتوای اصلی و نکات کلیدی آن برای خواننده فرهیخته همچنان مفیدو تازه باشد.

این مقاله قبلاً بارها بدون اجازۀ تویسنده اش در منابع مختلف از جمله در سایت وزارت آموزش و پرورش منتشر شده است.  موجب تأسف است که در جامعه کنونی ما حق مالکیت معنوی آثار رعایت نمی شود. 

 

 

درباره‌ی solaris

Avatar

همچنین ببینید

ایران ۶۱ آمریکایی را به دلیل حمایت از مجاهدین خلق تحریم کرد

وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران روز شنبه ۶۱ آمریکایی را به دلیل حمایت از …

تاکید آمریکا و امارات برای تقویت همکاری‌های دفاعی و امنیتی

جو بایدن، رییس جمهوری آمریکا شنبه در جده عربستان با محمد بن زاید آل نهیان، …

پلمب برخی اماکن مجموعه ورزشی « ایران‌ مال » در پی برگزاری تمرینات «مختلط»

در پی انتشار فیلمی از مجموعه ورزشی ایران‌ مال در شبکه‌های اجتماعی که در آن …

رئیس کمیسیون اتحادیه اروپا با هدف توافق بر سر واردات گاز به باکو می‌رود

اورسولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اتحادیه اروپا، روز دوشنبه به باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان، …

محبوبه رمضانی، از مادران دادخواه آبان ۹۸، به ۱۰۰ ضربه شلاق محکوم شد

محبوبه رمضانی، مادر پژمان قلی‌پور از جان‌باختگان آبان ۹۸ به ۱۰۰ ضربه شلاق محکوم شد. …

تأیید هویت زن معترض به تذکر حجاب؛ سپیده رشنو در بازداشت است

برخی منابع آگاه، هویت زن معترض به تذکر حجاب در اتوبوس را «سپیده رَشنو» اعلام …

خبرگزاری فارس ادعا کرد: «عاملان» واکنش به «آمر به معروف» در اتوبوس بازداشت شدند

خبرگزاری فارس، نزدیک به سپاه، روز یک‌شنبه ادعا کرد که زنی که به دخالت یک …

پیشنهاد ترکمنستان برای ایجاد کریدور ترانزیت آسیای میانه‌، ایران‌، ترکیه

ترکمنستان پیشنهاد ایجاد دو مسیر بین‌المللی ترانزیت کالا را در چهارچوب کشورهای عضو سازمان همکاری‌های …

استقبال کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل از حکم محکومیت حمید نوری

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل و گزارشگر ویژه حقوق بشر در امور ایران روز …

شهردار خوانسار برگزاری مراسم در گورستان برای قربانیان خودکشی را ممنوع کرد

شهردار خوانسار برگزاری مراسم ترحیم در گورستان این شهر برای ‌افرادی ‌را که به ‌دلیل …

فرمانده نیروهای کردِ‌ سوریه از ایران و روسیه خواست مانع حمله ترکیه شوند

مظلوم عبدی، فرمانده نیروهای پیش‌ مرگه کرد در سوریه، روز جمعه، ۲۴ تیر، از جمهوری …

امضای توافق‌ نامه انتقال برق از عربستان سعودی به عراق

در حالی که موضوع انتقال انرژی از ایران به عراق در سال‌های گذشته یکی از …

نتانیاهو به بایدن: تحریم اقتصادی ایران کافی نیست؛ باید گزینه تهاجمی به کار برد

بنیامین نتانیاهو، رهبر اپوزیسیون و نخست‌ وزیر پیشین اسرائیل، روز پنج‌شنبه ۲۳ تیر در جو …

عربستان واردات سوخت از روسیه را «دو برابر کرده است»

خبرگزاری رویترز گزارش داده که عربستان واردات سوخت از روسیه برای مصرف در بخش نیروگاه …

عربستان آسمان خود را به روی همه پروازهای تجاری گشود

در آستانه سفر رئیس جمهور آمریکا به جده٬ سازمان هواپیمایی مدنی عربستان جمعه اعلام کرد …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *