کودکان کار و شهوتی که بوی سرگین می‌دهد

هشدار: این گزارش سیاه‌نمایی‌ست!

سام. م. سرابی

درست به همان اندازه که سخت بود باور ملتحم شدن حاج سعید طوسی، قاری محبوب حضرت آقا لابلای پایین کشیدن شلوار کودکان قرآن‌خوان(که امانت داده‌بودند دستش) و بالا کشیدن ولاالضــــــــالین؛ این گزارش هم (دقیقابه همان اندازه) می‌تواند دروغ باشد! دروغ محض! اصلا به ما روزنامه‌چی جماعت همه‌چیز می‌چسبد: بگویید فیک است! اما اگر حوصله‌اش بود و جنم‌اش؛ بیایید باهم یا تک تک به کودکانی بیندیشیم که بچگی نمی‌کنند بلکه یک‌شبه رویاهای کودکی خود را با تجاوز سرکرده‌شان با هزار حسرت و آرزو با دنیای بزرگسالی معاوضه می‌کنند؛ درباره‌شان فکر کنید؛ درباره جنایتکارانی که تکثیر می‌شوند در بغض و کینه‌ی کودکانی که زیر له‌له‌ شهوت آنها جان می‌دهند و ققنوس آتش‌گرفته، اژدها می‌شود: جانی و خلافکار دیگری که می‌طلبد این جغرافیای دردناک؛ این سرزمین هرز…

💠اگر هنوز همانجا باشد، همانجا زیر همان پل گیشا با بقول خودش «آغوشی پر از گل» همه‌ی آرزوی پرویز این خواهد بود که ترافیک آنقدر طولانی شود که بتواند یک شب بی‌خیال و راحت از شر مشت‌ولگدهای سیدآقا و لیچارهای آن مادرسگ ابولفرض راحت بشود و برای خودش ستاره‌ها راسیر کند در شب‌های خنک بالاپشت‌بام انباری باربری بیوک شَلِه، که توی خیابان شوش بچه‌کاری‌ها را شبی ۳۰۰ جامی‌دهد.

همه آرزویش این بود که گل‌ها را تمام کند و شب بی‌فکر «مشت و لگد سیدآقای جدبه‌کمرزده و اون ابولفرض موزمار، مادرجونش را (که تا شش سال دیگر آزاد نخواهد شد بخاطر حمل مواد) تصور کند و توی همین کله وامانده برایش ماشین شاسی بلند بخرد و مثل مردهای واقعی کنار مادرجونش بنشیند و بروند جایی که نه ابولفضل باشد و نه سیدآقا…

«مادرجون بهم می‌گه سالار، میگه سردار!…دلم غنج می‌رفت وقتی می‌گفت سالارکم سردارکم… وقتی ازش پرسیدم پس کی مرد می‌شم تا سوار طیاره‌ات کنم می‌گفت یک‌شب می‌خوابی و صبح که بیدار شدی می‌بینی مرد شدی:مرد من..آخ..کاش نمی‌شدم…زیرنامردی که مردی رو ازم گرفت»

💠روز ششم زخم دلش دهن واکرد مثل زمینی بی‌صاحب ته تپه‌های کرباسک زابل که از شر آب و ترس از شوره‌زاری ولش کرده باشند:
-«میگن وقتی زیر مردی خوابیدی دیگه مرد نمیشی…»
=”نهههه این چه حرفیه پرویز؟ مردی به چیزیه که تو دلت داری به عشقیه که به مادرت داری و به آینده”
-«شوخی می‌کنین آقا؟ من که مردنمیشم… دیروز خواستم همون تیغی رو که شما ازم گرفتین بکنم تو دل سیدآقا و بعد شاهرگ خودمو بزنم اما مادرجون… » چشمهاش پرشدند از حسرت حسی که گویی…

💠شب هفتم بود یا هشتم که به‌قول خودش همه را «پیچاند» تا بامن بالای پشت‌بام خانه دوستم که با همسر و دختر ده‌ماهه‌اش فردای آن روز عازم سفر بودند ستاره‌ها را سیر کند. آن‌هم بعد اینکه یک دل سیر برای حیران شدن «اون سید جدبه کمر زده» خوشحال شد و چلوکبابی را که روی چمن‌ها خوردیم با لذت تموم کرد یکهو زد زیر گریه به خاطره پرویز؛ پرویزی که خودش نبود پدرش بود…پدری که مادرش اصرار داشت تکرار بشود در کودکی، که هدیه پرویز بود، پیش از خودکشی توی کانال آب در اعتراض به ظلم و فساد و…

لب واکرد تا از دردهاش بگوید…با شرم زجه زد. کشیدمش توی آغوشم اول ترسید اما آرام شد در همان لحظه…
=«تو مثل پسر منی پرویز جان»، باور کرد… میان هق‌هق‌هاش
-«اون‌شب…بارون میزد… دوست داشتم منم چشمام رو ببندم… نشد اون شبی که شلوار سیدآقا باد کرده بود خیلی اشک ریختم»… چشمهاش هنوز پف داشت پرویز …

💠با خودش فکر کرد به حرف احمد ابنه‌ای که می‌گفت:”خوشت بیاد بدبخت شدی پرویز”
-«مگر درد هم خوش آمدن دارد آقا؟»…
“نه”…
احمد می‌گفت:”شانس تو بود که سیدآقا شیره تریاک کشیده بود و سفت کرده بود تا”
سیدآقا له‌له میزد: «زجه نزن مادرسگ شُل کن خودتو»..
حرف احمد هی زنگ می‌خورد توی گوشش:
“کم‌کم خوشت نیاد پرویز”…
«شُل نکنی تموم نمیشه‌ها… تا صب هم گریه کنی همینه» سیدآقا می‌گفت این جمله لعنتی را…

💠«می‌دانیدآقا…سرم را که به‌زور برگرداند تا لبهای خشکم را توی دهان بدبو و تلخش بکشد و نیشگونم بگیرد قبل خراب شدنش…خون را دیدم»…همه‌جا را برداشته بود خونی که بوی سرگین می‌داد…

«تقصیر خودت بود… شل کرده بودی نیم ساعت قبل تموم می‌شد»

💠نه…دیگر اینطور نمی‌شود آقا

***

💠آن روزها رفیق ۱۱ ساله من زخمی عمیق داشت روی دست راست و دردی کشنده سمت چپ پیراهنش…

نمی‌دانم چه راهکاری پیش پایتان بگذارم اگر دیدیدش!

من اما اگر دوباره ببینمش به‌جای درددل یا حتی خرید گل‌هایش تیغی کف دستش می‌گذارم برای روز انتقام از تقدیر! برای از بیخ بریدن آلت‌نامتناسب تقدیری ویرانگر چون بیجه یا…

«بین شما کدام
ـ بگوئید! ـ
بین شما کدام
صیقل می‌دهید
سلاح «پرویز» را
برای
روز
انتقام؟»

 

 

درست

***

درباره‌ی persisnews

persisnews

همچنین ببینید

بیانه جبهه فراگیر ملی ایران در حمایت از اعتراضات وسیع صنفی و کارگری در کشور

در ادامه اعتراضات صنفی و کارگری به وضعیت معیشتی، دستمزد و فساد و ناکارآمدی مدیریت …

بحران دوباره کرونا در تهران،گردش همزمان اُمیکرون و دلتا

دکتر نادر توکلی  معاون درمان ستاد کرونای استان تهران  گفت‌: در حال حاضر تعداد مراجعین …

طرح: م. ماهیار

فقه سیاسی در هیپنوتیزم اسافل اعضا

سام محمودی سرابی    در کشوری که قانون اساسی تکلیف همه کنشگران سیاسی را مشخص …

قانون اساسی و قرارداد ۲۵ ساله ایران و چین

 نعمت احمدی قراردادی که با چین برای مدت ۲۵ سال امضا و در سفر اخیر …

بنام اپوزیسیون و به کام رژیم

   مهران مصطفوی وقتی شرم و حیایی نباشد برای سبقت گرفتن از یکدیگر از هیچ …

هشدار در مورد سونامی جدید اومیکرون در ایران

درادامه اعلام هشدارها در مورد گسترش ویروس اومیکرون در ایران یونس پناهی معاون وزیر بهداشت، …

دولت رئیسی و توهمات توسعه اقتصاد دریایی

ابراهیم رئیسی که در ادامه سفرهای استانی خود به استان هرمزگان سفر کرده است، طی …

تداوم چالش‌های مذاکرات در وین، پیشرفت‌های اندک و زمان محدود

مذاکرات هسته‌ای برای احیاء برجام در وین هر چند همچنان تداوم دارد، ولی به‌نظر می‌رسد …

تحریم مقامات آمریکا از سوی ایران و شکنندگی برجام

 اقدام نمادین تحریم مقامات آمریکایی از سوی ایران -مورد بحث رسانه‌های عربی قرار گرفته است.  …

زندگینامه خودنوشت ایرج پزشک زاد

در ویژه‌نامه « ایرج پزشکزاد» که در شماره ۲۱ و ۲۲ فروردین ۱۳۹۴ نشریه دفتر …

ایرج پزشکزاد از نگاه ابراهیم نبوی

 ایرج پزشک‌زاد  نویسنده شناخته‌شده معاصر ایرانی، در ۹۴ سالگی در لس‌آنجلس آمریکا درگذشت.  

والدین جان‌باختگان: سرنگونی هواپیمای اوکراینی توسط سپاه عامدانه بود

در سالگرد سرنگونی هواپیمای اوکراینی دونفر از والدینی که فرزندانشان در سقوط هواپیما جان باخته‌اند …

کلاهی بر سر آزادی

 بکتاش آبتین شعر اعتراض امروز ایران، یک ستون ثابت روزانه در نشریه پرسیس است که …

راهبرد سیاست خارجی روسیه در قبال دست‌یابی ایران به بمب هسته‌ای

مسئله سیاست‌های روسیه در مورد جریان هسته‌ای و تمایل نداشتن این کشور در عدم دست‌یابی …

رهبر جمهوری اسلامی و ارسال پیام تعامل با غرب

آیت‌الله خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی در سخنانی به‌مناسبت قیام ۱۹ دی ۵۶، با بیان این …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.