یادکردی از قائم‌مقام طاغی(۲)؛ یک تضاد غیرقابل اجتناب میان فقاهت و شرافت

منتظری در مقام انسانی که احساساتش از اعدام زن باردار جریحه‌دار شده است، در هزارتوی فقه تقلا می‌کنداین گرفتاری سخنانش را دوگانه می‌کندآیا او از بیم آتش قیامت است که از اعدام نوجوان روزنامه‌فروش از درون می‌گرید یا این‌که به‌راستی در منطقه و زیست‌جهانی برون‌فقهی، وجدان انسانی‌اشْ عافیت سیاسی او را به مسلخ دردی غیرقابل تحمل کشانده تا با زبان عتاب‌آلود تمامی معیارهای قالبی را به زیر سوال ببرد؟ چنین می‌نماید که قیامت او فارغ از فقاهتش از شاهرگ گردن به وجدانش نزدیک‌تر شده است با این تفاوت قابل ذکر که قیامت پیش روی او از نظر کارکرد، دیگر نمی‌تواند شکنجه‌گاهی ابدی باشد 

«من از اون جریان تا حالا باور کنین شبی نیست که دو سه ساعت فکرم ناراحت نباشه، خوابم نمی‌بره. سه چهار ساعت فکرم را می‌بره. شما جواب خانواده‌ها را چی می‌خواین بدین؟ اینقدر گفتین جمهوری اسلامی و اینا، اینهمه گفتین شاه و رضاخان اعدام کرد. چقدر شاه اعدام کرد؟ بیاییم اعدامای خودمونا با اونا حساب بکنیم. » 

منتظری آیا می‌داند که ادیان به حکم معبد خود مخالفان معبدشان را با افتخار می‌کشند؟ نمی‌داند که کافر یا باید خموش باشد یا بمیرد؟ نمی‌داند آیا که از منظر بنیان‌های دینی و البته فقهی، کافران بایسته‌ی نابودی‌اند و نه انسان‌هایی مستحق زندگی و دارای حق ابتدایی و غیرقابل دست‌اندازی حیات؟ نمی‌داند که برای برابری حقوق انسانی میان بهائیان و کمونیست‌ها یا بین مسلمانان (چه سنی‌ مذهب و چه شیعه) و آتئیست‌های بی‌دین، می‌باید تا حکم خداوندگار ادیان (چه ابراهیمی و چه آیین‌ها و مناسک مذهبی غیرتوحیدی) را با حکم وجدان و البته اخلاق انسانی عوض کند؟  

او اکنون در میان ما نیست تا خود پاسخ گوید، لیک ما می‌دانیم که اکنون اعضای جنایت‌پیشه‌ی منصوب‌شده در آن تاریخ خون‌بار، کافر بودن دگراندیشان اسیر و درحال مجازات را دستاویزِ فقهی حکمی کرده‌اند که محصول کینه‌ی قدرت‌طلبانی بود ناخشنود از وسعت و میزان حکم‌رانی.

بر دوراهه تاریخ  

فارغ از آن‌چه عنوان شد و البته افزون بر آن‌ها، یک تضاد بنیادین و درعین‌حال غیرقابل‌اجتناب بر این شرایط بغرنج حاکم است چراکه درست در این شرایط تحمیلی، خمینیِ مشتاق به اشداءعلی‌الکفار برخلاف منتظری که از بیم قیامتی این‌جهانی (که با وجدانی ناآرام از مشاهده‌ی جنایتی ویرانگراز خواب محروم شده، با دلی آرام و قلبی مطمئن در هوای بهشت می‌میرد تا بر دوگانگی خداهای این دو فقیه، یکی معتقد به اصالت انسان و باورمند به مولفه‌ای انسانی به‌نام «وجدان بشری» و در سوی دیگر شخصیتی مستقل در مقام مأمور به اجرای احکام و قوانین لایتغیر فقهی استخراج‌شده از نصوص دینی و متن قرآن (حتا اگر مصلحان دینی براساس تاویلی متفاوت، به نتیجه‌ای متعارض با دیگر فقها برسند)چنین شرایطی مؤید و گویای این اصل ثابت‌شده است که اساسا هر یک از این دو نمایندگان شقوق مختلف فقه‌های موجود، خدای مورد پرستش خود را هم‌سان با وجدان خویش نقش زده است تا تأییدی باشد بر آن اصل تکرار‌شده در افواه که تاکید می‌ورزد که مسیر‌های رسیدن به خدا به تعداد باورمندان به اوست 

هنوز این تاسف مکرر و غیرقابل‌اجتناب، چهره‌ی تهدید‌آمیزخود را از شاهدان فریادهای منتظری آزرده‌ از زخم‌های جان‌خراش انسانیت برنگرفته که‌ای‌کاش آیت‌الله منزوی از قدرت فقاهت، شارع و قانون‌گذار شریعت مکتوم در نصوص دینی نبود تا ناگزیر از نقش زدن فرمان خدا بر وجدان خویش نباشد 

کماکان اما مستمع فریادهای اعتراضی فقیه انسان‌مدار با پرسشی اجتناب‌ناپذیر مواجه است: این صدای وجدان دردمند انسانی تابع بشریت و متمم وجوه انسانی است یا صدای خدایی که شیخ بخارا بی‌اعتنایی‌اش به ایلغار خون‌بار مغولان را به وزش باد بی‌نیازی‌اش تعبیر کرد و حافظ در آن وادی که صد من خون مظلومان به یک جو نمی‌خرند با شکایتی بی‌شکر، ایوب‌وار زبان به اعتراض گشود که «تعالی‌الله چه استغناست این‌جا؟»  

«از یکی از زندانیان برای تشخیص اینکه سرموضع است یا نه پرسید: تو حاضری سازمان منافقین را محکوم کنی؟ گفت آری، پرسید حاضری مصاحبه کنی؟ گفت آری، پرسید حاضری برای جنگ با عراق به جبهه بروی؟ گفت آری، پرسید حاضری روی مین بروی؟ گفت مگر همه مردم حاضرند روی مین بروند؟ وانگهی از من تازه مسلمان نباید تا این حد انتظار داشت، گفت پس معلوم می‎شود تو هنوز سر موضعی و با او معامله سرموضع انجام داد و اعدامش کرد»  

«ملاقات رو قطع کنیم و همینطور بیایم قصابی کنیم تو اونجا(در زندان)، [زندانیان را از سلولهاشون] بِکشیم بیرون و تق تق تق.. . (و همه را از دم بُکشیم؟!» 

«من هم بودم سر موضع می‌شدم وقتی می‌دیدم اینجور با من برخورد می‌کنند».  

**** 

 

این شکوه‌های دردآکنده گویای تجسم وضعیتی است که فقه در آن هم‌راه با خدای خویش می‌میرددر این‌جا زندانیان، به چشم منتظری مؤمن به انسانیت، پیش از آن‌که باغی و محارب و مرتد باشند، هم‌نوع‌اند و انسان شایسته‌ی زیستن چراکه او در این اتمسفر مسموم از مفاهیم فقهی تحدیدکننده‌ی آدمیت برخلاف هم‌سلکان در مصدر، خویش را در جای‌گاه هم‌نوع گذارده است 

می‌توان حدس زد که آیت‌الله فارغ از جامه‌اش حتی زمختی طنابی را احساس کرده بود که مبارزان راه آزادی را مکافات می‌داددارآویزان از راهروهای مرگ را بر گردن خود حس کرده، صدای جیغ دختران بی‌پناهی را شنیده بوده که حتی در ساعات پایانی عمر کوتاه‌شان نیز از آسودن محروم بودند و این جزایی بود که باید برای مطالبه‌ی حقوقی ابتدایی پرداخت می‌شدحقوقی که برای داشتنش انقلاب کرده بودندآزادی بیان و حق دانستن 

و اینک فقه شیعی به تاوان مطالبه‌ی همان حق نخستین و به بهانه‌ی حفاظت از نهال انقلاب که قرار بود دموکراتیک باشد، اما فقهایی که قرار بود به حجره‌های خویش برگردند و به خدمت خدا ادعای دیگری داشتند (چراغ‌داری راهبری در همان هفته‌های نخست به خدعه‌ای چرکین مصادره شده بود) دست به ‌دامان مشخصه‌ای شده بود که محبوب فقها و رونق بازارشان است«نادانی»!  

آیت‌الله حتما در آن روزهای جهنمی به‌ یاد آورده بود مردان و زنانی را که برای حفظ این فضیلت تربیت شده ‌بودند تا به موجودی بدل گردند که «نادانی»‌شان از مواهب بندگی خداوندی بود بخشنده که سخاوت نایبان بر حقش را پایانی نبود 

مؤمنانی که براساس ایده‌ی برتر مزد نادانی خویش را می‌گرفتند، ابزاری شکنجه و شهوت مستحب دین‌دارانی شدند که پاداش اطاعت از امر ولایت فقیه دامنگیر تن نحیف‌شان شده تا مطابق با حدود فقهی مورد بحث بر این‌همانی میان خیر ویرانگر فقها یقه طرفین دعوا را گرفتند تا این‌که در نهایت همان بیمار اسیر یبوست از یک‌سو شر ناگزیر‌شده را که محصول فقه شیعی‌ست و دچار شر انسانی شده و نورسیده است، دخترکان دریده آغوش را در حسرت جنت معهود شارعان مست از عطر خون پاک فرشتگان بکر، زمین تفتیده از شر مقدس را سیراب کند با جنازه‌ی دخترکان بی‌گناهِ مستحق خاورانآری لابد این‌بار فقیه جامع‌الشرایط جامه‌ی فقاهت از تن به‌درکرده از منصب بالانگرانه و نایب‌اللهی‌اش فروتنانه پایین آمده و حالِ کودکان وحشت‌زده‌ای را داشته که به‌جای صف مدارس، در انتظار کیفری بودند به‌دست مومنان کیفور از تعزیر دخترکان باکره‌ای که لابد بی‌فریادرسی‌شان، نشتر در جانش چرخانده است 

در یادآورد آیه‌ای که روزهای گرم تابستان کش‌دار ۶۷ را در اذهان معذب از جنایت به تکراری ابدی بدل کرده، صدایی غیرقابل تحمل به شکلی بی‌وقفه کلمات و واژگانی بی‌معنا را به‌سمت ساکنان سلول‌های انفرادی پرتاب می‌کندواژگانی که قرار بوده تا «تطمئن‌القلوب» بندگان باشند دریغ اما گویی عدل الهی نیز در سلول‌های انفرادی اوین نصیب بختیارانی‌ست که به لطف فقه شیعی تنها با شنیدن چند جمله‌ی نامفهوم از کتابی عربی (که فقها نیز جز به اضطرار تورق نمی‌کنندشضمن تکرار جملات و کلمه‌های دیکته‌شده، عریانی‌ جنایاتی شرم‌آور بیخ مظتم با نجابتی متمدنانه ملبس می‌شودکه گویی نام بردن از آن‌ها نیز نیازمند (ازجمله قتل مردم بی‌پناه یا چنان‌که بارها جهان شاهدش بوده کشتار کودکانی که حتا اهل شریعت نیز بر معصومیت‌شان معترف‌اند یا تجاوز به زنان زخمی و هتک حرمت دخترکان تازه‌بالغ‌شده است و بردگی ناگزیر اسیران بخت‌برگشته و…) را تن‌پوش نجابت به بر می‌کنند تا مگر بدین نمط مامور اوامری الهی باشند و مجری قوانینی‌ باشند در ککه گویا رسالتی جز مهیا کردن اسباب دگراندیشی ندارند جزحفظ شرایطو جاری می‌شود و را پیچیده در همه سلول‌های انفرادی که به‌تنهایی توان تواب‌سازی‌ کفاری را داشت که وجوه افکار شکوفا‌شان، نبردی را تدارک می‌دید که فرجامش روشنی اذهانی بود محبوس در تصلبی تاریک و طاقت‌سوزحکومت شب‌زدگان ناگزیر از شکست در این نزاع نابرابر، خدعه‌ای مخوف‌تر اندیشید از و سلولی حقیرتر مهیا کرد زرادخانه تصلب ایدئولوژیک مذهبی از انفرادی‌های تواب‌سازحاج داود به اسارتش نمی‌کشیدند سلولی که گویی برای جنگ با هویت انسانی‌ و جنسیتی معرفی شده‌بود تا همگان در هماوردی شهوانی تسمه از گرده‌ی جنسیتی لگدمال‌ شده بکشند که با پستآن‌هایی نوشکفته‌‌ اما کال و پلاسیده از وحشت ابدی فریادرسی که ابتدا در هیئت یک ناجی ‌رحیم و پاک که به‌قصد ترمیم زخمی عمیق قدم به هزارتوی غریب و ترس‌خورده یک ذهن خلاق و آفرینشگر می‌گذارد برای فهم و درک محیطی که مرا دچار ترسی ابدی کرده اما انگار راه فرار و تغییر شرایط حاکم وجود ندارد برای درک نوعی از توحش که سازنده آن آدمی‌ست و در نهایت نیز توسط خود او را به تزرع و گریه‌های شبانه استغاثه می‌کنند غافل از خون دلمه بسته‌‌ای که حکم شده تا در گلوی تلخ‌شان آرزوی آزادی را فریاد بزنند هم‌آوا با آیه‌ای که مصداقش ایمان مامورانی معذور از تعزیراست

آیت‌الله خوب می‌داند که آیه هجدهم سوره یوسف به وقت اعتراف متهم خسته از تابوت حاجیان کعبه ندیده تفسیر می‌شود تا به طرفه‌العینی اعضای بی‌دین گروهک‌های مارکسیستی خدا را بیابند و با درک «النجات‌فی‌الصدق»  صادقانه تمام رفقای زخمی‌شان را به نیش توبه بیدار کنند تا مگر مصداقی باشند برای آیه‌ای که ناجی دخترک کر و لال سلول شماره ۱۱۰ نشد مع‌الاسف و دامادهای آن حجله محبوب ناکام ماندند از تکرار فریادهای دردناک نوعروسان مهمان گرگ و میش سحرگاهان تکراری مرگ.

 آه ‌ای اوین.‌ ای خاک نفرین‌شده از لعن ساکنان شب آخر در انفرادی مخصوص نوعروسان دوزخی. به شهادت مسافرانی که فرجام آیت‌الله را تسلی‌دیده‌ی روحی خودآگاه و هشیار و متمرکز یافتند که جان بیمناک از عقوبتش آرام گرفته در لحظه‌ی غریب احتضار جسمی که مصداق آیتی چنین بی‌پرده بود بی‌آنکه روح فقیه خسته از سرنوشت، فرجامی شایسته ببیند 

منتظری در خلال هشدارهای خود به هیئت مرگ به تاریخ بی‌قراری ملتی تذکار می‌دهد که به دلیل دوری گزیدن از مفاهمه و هم‌فهمی هیچ‌گاه طعم ملت بودن و اتحاد را نچشید چراکه کسانی مدعی رهبری جامعه‌ی ایرانی شدند که جز به منافع کوتاه‌مدت خویش، به چیزی نمی‌اندیشیدندطرفه این‌که همین ساختار متزلزل‌شده از بی‌برنامگی، هنگام نیاز با سرعت و توانی مضاعف به خواست صاحبان قدرت جامه‌ی عمل می‌پوشاننداین درحالی‌ست که اساسا قرار نبود این امکان، محدود به قدرت حاکم شده و محیط پیرامونی را به سونامی هیجانات فاقد کنترل دچار کند 

آیا آیت‌الله حس ویرانگر تنهایی و بی‌کسی زندانیان سیستم دین‌بنیاد حاکم بر جامعه را از خلال عدل شیعی مصرح در نیمه دوم آیه هجدهم سوره یوسف دیده که به‌وقت طرح زیست‌جهانی امن‌شده با آیه «وَاللّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَی مَا تَصِفُونَ» به توصیف خدایی می‌پردازد که فریادرس حاکمان است و متعبدانی که فارغ از قدرت‌های اکتساب‌شده از سیاست‌ورزی متعبدانه و پای‌بندی به مناسک دینی که کارکردی سلبی در مواجهه با تفکر دگراندیش دارد و با تاکید و تکثیر شعائر و ابزارهایی با کارکردهای کفرستیزانه اساساً زندگی را بر هر چیز و هر کسی که با این تفکر همراه نشود، تنگ و غیرقابل تحمل می‌کنداین برخورد اساسا کنشگری بنیادگرایانه‌ی مبتنی بر نفی دیگران (و اثبات آن‌چه که حقیقتی مطلق و غیرقابل تردید دانسته استرا از فضایلی می‌داند که با حذف تفکرمخالف و دگراندیشِ حتی بی‌ضرر، به امر مقدس قدرتی بی‌حد می‌بخشد و به همین دلیل نیز تشیع باورمند به این شق از دین‌داری به استناد استفتائات فقهایی که آزار دگراندیشان و زجر و زحمت آنان را از آن قسم مستحباتی معرفی کرده که پایانی برای‌شان متصور نیست.

پس نمی‌توان از کنار ویرانی‌هایی که از خلال چشم‌و‌هم‌چشمی سلاخ‌های مسلح‌شده با فقه سلطه‌گر گذشتتشریع و فقهی که اساس و بنیان نظری قدرت خود را روی سلطه‌کردن بر جغرافیایی پریشان متمرکز کرده که یکی از مشخصاتش وضو کردن با خون قربانیانی است که فارغ ‌از ایرادات نظری و تئوریک بر این شکل از سیاست‌ورزی، تمام هم و غم خویش را مصروف اعاده حیثیت از انسانیتی کرده که اساسا در نگاه باورمندان به ترک لذایذ دنیوی، نهایت ایمان استغراق در ریاضتی بی‌وقفه است جهت حصول به تعبدی غیرقابل تشکیک 

 

 

 

درباره‌ی سام محمودیِ سرابی

سام محمودیِ سرابی
سام محمودیِ سرابی شاعر، نویسنده و روزنامه‌نگار ۲۰ مهرماه ۱۳۵۵ در تهران به دنیا آمد. محمودی سرابی دانش‌آموخته فلسفه دانشگاه تهران در مقطع کارشناسی ارشد است و فعالیت‌های مطبوعاتی خود را از ۱۳۷۲ آغاز کرد. او عضو هیئت تحریریه روزنامه‌ها و مجلاتی نظیر کیهان، اطلاعات، همشهری، حیات نو، راه‌مردم، آزاد، اسرار، همبستگی، بهار، اعتماد، شرق، کتاب‌هفته، نگاه‌هفتم، کتاب ماه فلسفه و ماهنامه انصاف با سمت‌های مختلف نظیر خبرنگار، دبیر گروه، دبیر تحریریه، معاون سردبیر و سردبیر بوده‌است

همچنین ببینید

ایرج پزشکزاد از نگاه ابراهیم نبوی

 ایرج پزشک‌زاد  نویسنده شناخته‌شده معاصر ایرانی، در ۹۴ سالگی در لس‌آنجلس آمریکا درگذشت.  

والدین جان‌باختگان: سرنگونی هواپیمای اوکراینی توسط سپاه عامدانه بود

در سالگرد سرنگونی هواپیمای اوکراینی دونفر از والدینی که فرزندانشان در سقوط هواپیما جان باخته‌اند …

راهبرد سیاست خارجی روسیه در قبال دست‌یابی ایران به بمب هسته‌ای

مسئله سیاست‌های روسیه در مورد جریان هسته‌ای و تمایل نداشتن این کشور در عدم دست‌یابی …

دولت رئیسی و تصویب کلیات بودجه

ابراهیم رئیسی در سخنانی برای ارائه کلیات بودجه به حذف ارز ترجیحی اشاره کرد و …

بازی اردوغان با آتش

همزمانی بازی اردوغان با لیر و سرکوب مخالفان سیاسی مقاله میهمان: به نقل از فرارو، …

رهبر جمهوری اسلامی و ارسال پیام تعامل با غرب

آیت‌الله خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی در سخنانی به‌مناسبت قیام ۱۹ دی ۵۶، با بیان این …

تصاویر به خاکسپاری بکتاش آبتین

شاعر و فیلمساز زندانی که در زندان دچار بیماری کرونا شد و به دلیل عدم …

اختصاصی پرسیس نیوز* ؛ پیام همدردی گوهر عشقی با بازماندگان حمله موشکی جمهوری اسلامی به هواپیمای مسافربری اوکراینی در سومین سالگرد این جنایت هولناک

*پرسیس نیوز برخود فرض می‌داند تا از مدیران بنیاد حقوق بشری جاویدنام ستار بهشتی بخاطر …

دورهشتم مذاکرات، سیگنال‌های امید و هشدارهای آمریکا و بریتانیا

در دومین روز از دور هشتم مذاکرات در وین که پس از تعطیلات سال نوی …

چالش اجتماعی و ابعاد پدیده اتوبوس‌خوابی

پس از اعتراض‌ها و انتقادهای گسترده به اتوبوس‌خوابی افراد بی‌خانمان در اتوبوس، مهدی چمران رئیس …

تبعات افزایش مالیات‌ها و حذف ارز ترجیحی در بودجه سال آینده

به‌نظر می‌رسد در بودجه دولت به‌خاطر کمبود بودجه هم نرخ مالیات‌ها افزایش می‌یابد و هم …

بحران‌های بین‌المللی و خطاهای پنهان دیپلماسی آمریکا

مذاکرات هسته‌ای در وین و نیز بحران اوکراین سبب شده که نحوه راهبردهای دیپلماتیک آمریکا …

مراسم سالگر ترور سردار سلیمانی و ابو مهندس در عراق

در بغداد بخاطر دومین سالگرد ترور سردار سلیمانی و ابومهدی المهندس مراسمی  روز یکشنبه برگزار …

چالش‌های نقش سپاه قدس در تعیین سفرای مناطق بحرانی

علی اکبر صالحی که در اواخر دوره احمدی نژاد وزارت امور خارجه را به عهده …

بحران بی‌آبی در کشور وادعای تامین آب برای همسایگان کشور

در شرایطی که ایران سخت‌ترین شرایط را از نظر آبی سپری می‌کند و مدیران دست‌اندرکار …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.